کد مطلب: 46522 تعداد بازدید: ۸۶

بازهم خولی وخنجر و آتش ودود

وباز هم علی اکبر اربا اربا شد.

چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۵:۰۸
طلبه مدرسه فاطمیه خورموج در شهادت شهید محسن حججی دل نوشته ای را تقدیم کرد.

به گزلرش روابط عمومی مدرسه فاطمیه سلام الله علیها خورموج، زینب دهدار فرد از طلاب این مدرسه در شهادت شهید محسن حججی دلنوشته ای را تقدیم کرد:

بسم رب الکربلا

سلام ودرود من وتمام شیعیان با ایمان به تو، ای برادر شهیدم که حسین وار در مقابل با باطل ایستادی و همچنین به همسر زینبی ات وبه خانواده صبور و گرامی ات.

تبریک وتاسف من تقدیم خانواده ات . تبریک برای تربیت همچین نمونه ایی که مایه ی آبروی دنیایشان وان اشاء الله شفیع خواه آخرتشان خواهد شد.واما تاسف برای از دست دادن این مروارید گرانبهای که دنیا تاب تحمل ارزشش رانداشت.

وحالا خطاب به آن گروه اندکی که با بی تفاوتی وحتی بالاتر از این باتوهین باین اتفاقات برخورد می کنند

ای خواب آلوده گان آیا نمی بینید چگونه در افغانستان بی شرمانه و بی رحمانه جولان می دهند . بی شرمانه همچون فرعونیان زنان را از آغوش مادر و همسر می ربایند وبی رحمانه کودکان را به رگبار می بندند.

آیا عداوت وقساوت این قوم را درک نکرده ایی که زنده زنده می سوزانند وکباب می کنند وکوچک وبزرگ برایشان فرقی نارد.واگر نبود خون همچون برادر شهیدم (محسن حججی) الان معلوم نبود ما آواره کدام بیغوله بودیم ودر به در کدام بی سامانی و درگیر کدام بی آبرویی اگر نبودند این یاران زهرایی ....

حتی تصورش هم بند بند تن آدم را می لرزاند آیا تا به حال فکر کرده ایی که این امنیت و آرامشی که در آن قدم می زنی ، لبخند کودکت را به تماشا می نشینی ، تفریح می روی، ورزش می کنی ، لذت می بری، آیا به ذهنت خطور کرده که این آرامش از کجاست؟

آری اگر نبود خون پاک وزلال این برادران شهیدم . الان زندگی همه ی ما درگیر فاجعه بود.

اصلا بیاید منصفانه  نگاه کنیم، بدون در نظر گرفتن دین و آیین

آیا دیدن یتیم شدن کودکی که هنوز پدر را درست ندیده یا بیرون کشیدن کودکی از آغوش مادر ویا بی آبرو کردن یک زن یا دختر، دل هر بیننده با انصافی را نباید به درد بیاورد؟

آیا نباید در برابر این رفتارهای ناشایست وظالمانه حرکتی کرد؟ آیا هر آدم عاقل و دور اندیشی نمی گوید که باید قبل از وقوع فاجعه جلوی آن را گرفت، وجدا از همه این ها برای ما که مسلمانیم آیا نشنیده اید دستور دین را که هر جا مظلومی را دیدید به کمکش بشتابید؟ پس چرا این حرکت افتخار آمیز جوانان غیور را کمرنگ و کم ارزش جلوه می دهید؟ اگر نبودند همین جوانان مهدوی آیا لحظه ایی آرامش داشتیم؟

من تعجب می کنم از آنان که زمان جنگ تحمیلی را درک کرده و اینگونه معترضانه سخن می گویند تعجب می کنم ومتاسف و متاثرم ، برای گوشهایم که اینچنین می شنوند.

آیا بادیدن خانواده این شهید عرق شرم بر پیشانیتان نمی شنیند که اینگونه زبان در دهانتان می چرخد. آیا ندید که حتی دشمن به جوان غیور ایرانی افتخار می کند، که اگر افتخار نمی کرد واگر از غیرتش نمی ترسید، این گونه با اسارت یک جوان کم سن وسال ونحیف (البته اما بزرگ مرد) خبرسازی نمی کرد ودرد منشانه عداوت خودش را به نمایش نمی گذاشت .

آری حتی دشمن فهمید چه گوهری را به دست آورده ولی آن وقت گزافه گویان کوته نظر زبان باز کرده اظهار نظر و اظهار وجود می کنند.

ای ملت بزرگ وپر افتخار ایران باید در برابر این گروه اندک ایستاد باید بیدارشان کرد واگر قابل بیدار شدن نیستند باید دهانشان را بست تا نکند زخم بزنند بر جگر سوخته باز ماندگان این غیور مردان ، که آن وقت جگر ملت می سوزد.